احمد بن محمد ميبدى
111
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
چه بازى عشق با يارى ، كزو بىجان شد اسكندر ؟ * چه دارى مهر برمهرى ، كزو بىملك شد دارا ؟ شيشهء شهوت را باز شكن ، هيچ شهوت به دل راه مده كه از ما بازمانى ! گر از ميدان شهوانى سوى ايوان عقل آئى * چو كيوان در زمان ، خود را به هفتم آسمان بينى گفتهاند ابراهيم از اين پرسش منظورش رؤيت حق و ديدار جمال مطلق بود ! چنان كه موسى كرد ، با اين تفاوت كه ابراهيم به رمز ديدار خواست لاجرم جواب به رمز شنيد ، موسى به صريح جواب خواست به صريح لنترانى شنيد ! گفتهاند : چون ابراهيم گفت : خدايا ، مرده را چگونه زنده كنى ؟ ندا آمد كه تو نيز بنماى كه اسماعيل زنده را چگونه مرده كنى ، درخواست به درخواست ، وفا به وفا ! ابراهيم وفا كرد خداوند نيز وفا كرد و وى را ثنا گفت ! گفتهاند : ابراهيم در اين پرسش غايت يقين مىخواست ، چه كه يقين را سه رتبت است : علم اليقين ، عين اليقين ، حق اليقين . اول از زبان پيمبران به بندگان رسد ، دوم به نور هدايت به آنان رسد ، سوم هم به نور هدايت و هم به وحى و سنّت رسد . ابراهيم خواست تا هر سه رتبت در او جمع شود تا هيچ شبهت به خاطر او نرسد . 261 - مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ . . تا آخر آيه . خداوند نواخت درويشان و رعايت نيازمندان به هفت گونه از توانگران خواست يكى از روى امر انفقوا ، دوم از روى لطف : قرضالحسنه سوم از روى وعدهء فزونى : عشرة امثال ، چهارم از روى وعيد لن تنالوا البرّ ، پنجم از روى پند و اندرز الشيطان يعدكم الفقر ، ششم از روى تهديد لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ ، هفتم از روى تحقيق تدعون لِتُنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ . پس بايد دانست كه در مراعات درويشان و مواسات تنگدستان ، هم كفّارت گناهان است هم رضاى رحمن ، هم شفاى بيماران و كشف غمان ، و هم پاكى دل و جان ، هم نواخت و پذيرش خداوند جهان . [ آيات 271 - 264 ] ( تفسير لفظى ) 264 - يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى كَالَّذِي يُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَيْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْداً لا يَقْدِرُونَ عَلى شَيْءٍ مِمَّا كَسَبُوا وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ . اى كسانى كه ايمان آورديد ، صدقههاى خود را با منّت و آزار تباه نسازيد ، مانند كسى كه مال خود را از روى رياكارى بر ديدار مردمان انفاق مىكند ! درحالىكه نه به خدا و نه به روز رستاخيز ايمان دارد ! نمون چنين كسى نمون سنگخارهء نرم است كه به آن خاك خشك باشد و بارانى به آن رسد و آن را سخت و بىبهره كند كه هيچ نتوانند از آن بهرهمند شوند و خداوند گروه كافران را هدايت نمىكند . 265 - وَ مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ تَثْبِيتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصابَها وابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَها ضِعْفَيْنِ فَإِنْ لَمْ يُصِبْها وابِلٌ فَطَلٌّ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ . نمون كسانى كه مالهاى خود را به قصد خشنودى خداوند و براى ثابت كردن نيّت خويش در اخلاص به خداوند انفاق مىكنند ، درست به سان بستانى است كه روى بلندى تپّهاى قرار دارد كه بارانى به آن رسيده و ميوه و حاصل آن